مسلمان، برادرِ مسلمان است . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]
 

 
   

فتوا... - هنوز هم تشنه ي تشنگي ام
 
خانه | ارتباط مديريت |بازديد امروز:6بازديد ديروز:4
 

دختر کوير :: 25/1/1387::  1:0 صبح

به نام خدا


همان دم که دلم با خدا نفس کشيد...يادم آمد که چرا مرا آفريد....


 


به گمانم کنار آفرينش هر آدمي آهسته غربتي متولد مي شود...همين است که غريبند همه ي آدم ها در اين دنيا ..شااايد هم با اين دنيا...


غريب آفريده شد آدم،تا تنها که شد ياد اويش بيايد...جنس تنهاييهايش مگر غريبانه نيس!!؟؟


نمي دانم...هرکسي را ميانه اين همه غريب ،يک آشنا شايد پيدا شد.


شايد هم...،آشنا غريبه شد...


بگذار اين سرزمين را  بگذرم که اين روزها با هز که آشنا ميشوم زود غريبه مي شود.


 و هر غريبه اي به نظر آشنا ....


وخدا...،غريب ترين آشنا.


و دلم...


همين جا بود که دلم غريب ماند در غربتي که سجده اش کردند؛ روز آفرينش..


بگذار بگذرم....که همين گذشتنش غريبانه ترين است.


اگر نمي خواست غريب ببيند نمي آفريد...،نه مرا  و نه غربت  را....


که  دوست دارد يار اين آشفتگي ...غير از اين هم باشد خفتگيست؟؟؟


نميدانم...!


همين جاست که ميان غريبه و آشنا...گم،...گم،...گم مي شوم


تو مي گويي ترديد ...چه قدر از اين واژه بدم مي ايد...هزار بار مي ميرم ...از دنيا نمي روم..دنيا از من مي رود..به گردش،... نمي رسم.. نمي رسم..باااز مان گونه که اول به دنيا آمدم متولد ميشوم...


خدايا؛..خداااآآيا...


ميان دلواپسي هاي دلم خانه بساز و صاحب خانه شو،..خودم را هم در ان خانه راه مده...


فقط خودت باش !...



:: RSS ::
::پيوندهاي روزانه::

::تعداد کل بازديدها::

4350

::آشنايي بيشتر::

درباره صاحب وبلاگ

::درباره من::
فتوا... - هنوز هم تشنه ي تشنگي ام
دختر کوير[16]
ساقه ی صبح بودم ،در خونزدم نشاندند ودر زیر نور سبزم رویاندند،و نهالی شدم بی قرار روییدنو سر شار شکفتن و آرزومند شکوفه بستن و شور و شوق صدها جوانه در من بیتاب ....
::لوگوي من::
فتوا... - هنوز هم تشنه ي تشنگي ام
::از خودمونن::





::وضعيت من در ياهو::
::يادم تو را فراموش::
::جستجوي وبلاگ::
 :جستجو
::اشتراک::

نام:

ايميل: