حرص دردانشمند [از بدترين چيزهاست] . [امام حسين عليه السلام]
 

 
   

موعد عيدانه شد... - هنوز هم تشنه ي تشنگي ام
 
خانه | ارتباط مديريت |بازديد امروز:6بازديد ديروز:4
 

دختر کوير :: 12/9/1385::  9:3 صبح

يادمه هنوز...


اون موقع که رفتن سخت شد و نگاهي که حسابي گير کرده بود بين گير ودار ظريحت.


قراري قرار شد بينمان يادت هست؟؟؟..


دل گفت چالش کنم...يک جايي همان گوشه کنار هاس...مي دانم ،حلال است..پس گم نمي شود...


همان جاست و من ايجا...همين است که عجيب هواي پنجره هاي فولادي ات را دارم...هواي گره خوردن ..آخر من خودم يک حاجتم.


وحسي که مرا تا ان حوالي مي کشاند...


يک نظر ...يک سلام...وباز من و دل تنگي هاي هميشگي.


دانسته اي که به هواي ضمانتت است که آهو شدم و فراري ...حسابي بيقراري..ترسيده و رميده...


موعد عيدانه شد...


همين روز ها بود که به دنيا آمدي؟؟؟


عجب تو که هيچ وفت به هيچ چيز اين دنيا نيامدي!!!


تولدت مبارک..


 



:: RSS ::
::پيوندهاي روزانه::

::تعداد کل بازديدها::

4350

::آشنايي بيشتر::

درباره صاحب وبلاگ

::درباره من::
موعد عيدانه شد... - هنوز هم تشنه ي تشنگي ام
دختر کوير[16]
ساقه ی صبح بودم ،در خونزدم نشاندند ودر زیر نور سبزم رویاندند،و نهالی شدم بی قرار روییدنو سر شار شکفتن و آرزومند شکوفه بستن و شور و شوق صدها جوانه در من بیتاب ....
::لوگوي من::
موعد عيدانه شد... - هنوز هم تشنه ي تشنگي ام
::از خودمونن::





::وضعيت من در ياهو::
::يادم تو را فراموش::
::جستجوي وبلاگ::
 :جستجو
::اشتراک::

نام:

ايميل: