از اين آدمى شگفتى گيريد : با پيه مى‏نگرد و با گوشت سخن مى‏گويد : و با استخوان مى‏شنود ، و از شکافى دم بر مى‏آورد . [نهج البلاغه]
 

 
   

اين روز ها دلم بي بهانه مي گيرد..... - هنوز هم تشنه ي تشنگي ام
 
خانه | ارتباط مديريت |بازديد امروز:6بازديد ديروز:4
 

دختر کوير :: 30/8/1385::  11:36 صبح

        اين روز ها دلم بي بهانه مي گيرد.....با دلي که بي بهانه گرفته چه مي گوييد؟؟؟


 


چه قدر تلخ شدي..؟؟...پيش از اينت بيش از اين انديشه ي عشاق بود...به کجا چنين شتابان؟!!!..


خودم بود که بد عمري به ياد من افتاده بود...دور بود ..دور دور..


_آهاااااي ته کدام چاه افتادهاي بلند تر....بلندتر...


_هوس سفر نداري؟ ز غباري که ...غباري که خود ذره ذره هک کردي بر وجودي که تنگيد و ناليد...


.


.


.


...دلم اين همه بي قراري چرا؟شکستن،نگفتن صبوري چرا؟؟


 


       دلم اين روزها بي بهانه بي قرار است و پر آشوب...ها؟؟چه مي گوييد؟؟


 


_نگفتي هوس سفر نداري؟؟


_سفر؟...نه..لحظه اي سکون وسکوت...مثل مرگ گنجشک...


_همون گنجشکه؟


_آره همون...يادته؟..جلو چشام مرد..مونده بودم هاج و واج...موندم،نرفتم..گريه کردم...به خيالاي هميشه خوش بچگي فکر کردم اگه قفسش رو تکون بدم يا درشو باز بذارم زنده مي شه... نگو اون طوطي بود که آدما رو گول مي زد نه گنجشک...


.


.


.


_آه.. مي گردم شايد پيدا شد...بهانه...


_آهسته پس بگرد...عجيب خفته است.. منت را مي گويم..خودت را....


_اگر تورا جويم....


_بهانه؟


_ آره...


_بهانه ات مگر جز خودت بود هميشه ...


_.....


_بود...نميديدي...نمي گويم بحري ولي عجيب در کوزه مانده اي ...عمري گذشت و يارمان نبود اي...در اين خانه را بزن. دق البابي کن که بيدار شود..


_بي هوش افتاده اي پس اين همه حجاب،تو کجا و بيداري کجا؟


_تو خود حجاب خود بوده اي هميشه ...از ميان برخيز...


_اين چشم ها چيست که مي پايدم؟....پر اميد... از من حاصلي بر نخيزد اميد چرا ؟؟آهاي ...آهاااااي....


_....


 


         نمي دانم ..شايد سکوني بودي که پي سکوتش عمري دويدم...نديدم..نديدم..


 



:: RSS ::
::پيوندهاي روزانه::

::تعداد کل بازديدها::

4350

::آشنايي بيشتر::

درباره صاحب وبلاگ

::درباره من::
اين روز ها دلم بي بهانه مي گيرد..... - هنوز هم تشنه ي تشنگي ام
دختر کوير[16]
ساقه ی صبح بودم ،در خونزدم نشاندند ودر زیر نور سبزم رویاندند،و نهالی شدم بی قرار روییدنو سر شار شکفتن و آرزومند شکوفه بستن و شور و شوق صدها جوانه در من بیتاب ....
::لوگوي من::
اين روز ها دلم بي بهانه مي گيرد..... - هنوز هم تشنه ي تشنگي ام
::از خودمونن::





::وضعيت من در ياهو::
::يادم تو را فراموش::
::جستجوي وبلاگ::
 :جستجو
::اشتراک::

نام:

ايميل: